تبليغاتX
برگ سبز
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
در بازی انتخابات، کرزی رئیس جمهور شد

حوادث سیاسی در این هفته در کشور ما چنان سریع و پی در پی اتفاق افتاد که امروز همه با تعجب به همدیگر نگاه می کنند!
در یک هفته گذشته، کارشناسان و طرفداران نامزدهای ریاست جمهوری در شبکه های متعدد تلویزیونی افغانستان چنان با آب و تاب به تفسیر و تحلیل اوضاع و دیدگاه ها و مواضع انتخاباتی می پرداختند که فکر می کردی دموکراسی در کشور ما در اوج خودش قرار دارد؛ اما نمی دانستی که در پشت صحنه سیاست کارهایی جریان دارد که همه کارشناسان را کیش و مات کرده اند!
من حوالی ظهر دیروز ساعاتی قبل از کنفرانس رسانه ای عزیز الله لودین رئیس کمیسیون انتخابات، مطلع شدم که توافقات پشت پرده باعث کناره گیری عبدالله از مرحله دوم انتخابات شده است؛ به همین جهت در جلسه شورای مدیران تلویزیون به همکاران گفتم کرزی و عبدالله عجب فیلمی بازی می کنند! همه را سرکار گذاشته اند!
بعداز ظهر دیروز حدود ساعت ۴:۱۵ در اتاق تدوین مشغول بازبینی یک میزگرد انتخاباتی بودم که مدیر خبر با عجله آمد و گفت مرحله دوم انتخابات لغو شده و کمیسیون انتخابات، دقایقی پیش، کرزی را به عنوان رئیس جمهور معرفی کرده است!
شب، آقای فضل احمد معنوی عضو کمیسیون انتخابات در تلویزیون تمدن گفت به دلیل انصراف عبدالله از مرحله دوم انتخابات، توجیهی برای برگزاری انتخابات نبود؛ زیرا کرزی با یک رای هم می توانست رئیس جمهور شود؛ بنابرین برای جلوگیری از مصرف هزینه های انتخابات و پیشگیری از خطراتی که ممکن بود در جریان انتخابات به مردم وارد شود، انتخابات را لغو کردیم و کرزی را رئیس جمهور معرفی نمودیم.
به هر حال، آنچه در دومین انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان اتفاق افتاد، در نوع خود در جهان بی سابقه است!

|+| نوشته شده توسط محمد رحمتی در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 10:6 | 
خفت

اگرچه رفتن انتخابات افغانستان به مرحله دوم، برای ظاهر دموکراسی بسیار خوش رنگ به نظر رسید، اما رفته رفته با اشکار شدن خبرهای پشت صحنه، تحمیل مرحله دوم انتخابات توسط امریکایی ها را پر رنگ تر نشان میدهد. برخورد جان کری با خلیلزاد و تهدید وی، نهایت مداخله خارجی در امور داخلی افغانستان را نشان میدهد که البته برای ماها متاسفانه یک امر عادی است و برای حاکمان ما بسیار خفت بار!
طبیعی است که امریکایی ها نیامده اند که دموکراسی به مردم ما هدیه کنند؛ آنها آمده اند که اهداف خاص خود را تعقیب کنند حتی اگه ...

|+| نوشته شده توسط محمد رحمتی در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 10:52 | 
انتخابات به مرحله دوم رفت

هم اکنون که می نویسم کنفرانس مشترک حامدکرزی و جان کری رئیس کمیته روابط خارجی سنای امریکا و کای آیده  نماینده سازمان ملل متحد در کابل از تلویزیون تمدن بطور زنده در حال نشر است. کرزی در این کنفرانس خبری با قبول بیش از یک میلیون رای تقلبی در انتخابات روز ۲۹ اسد، موافقت خود را برای برگزاری مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در ۱۶ عقرب اعلام کرد و این دو هفته را روزهای مهم برای افغانستان دانست. کری هم تصمیم کرزی را سرنوشت ساز خواند.

در این مورد دو نکته به نظرم مهم است:
۱. برای نخستین بار در تاریخ افغانستان، یک رئیس حکومت تحت فشار افکار عمومی پذیرفت که باید مصالح مردم را بر مصالح شخصی خود ترجیح دهد. این کار چنان که کرزی اشاره کرد، به دو دلیل صورت گرفت: بدنام شدن انتخابات و مواجه شدن حکومت بعدی با بحران مشروعیت داخلی و بین المللی. فشار دولت های خارجی و سفر اخیر جان کری و وزیر خارجه فرانسه و رایزنی های بی سر وصدای خلیلزاد نیز در این تصمیم و پذیرش تقلب در انتخابات تاثیر عمده داشت.
2. انتخابات مرحله دوم با دوچالش عمده روبرو می باشد: وضعیت نامساعد امنیتی در کشور و ناامیدی مردم از تاثیر رای شان بر سرنوشت آنان در عرصه های واقعی زندگی. در این دو مورد نیروهای امنیتی و نظامی داخلی و بین المللی باید کار جدی نمایند تا مردم برای حضور بر سر صندوق های رای احساس امنیت کنند و نیز رسانه ها و نامزدهای ریاست جمهوری راه یافته به مرحله دوم، با مردم صادقانه تر سخن بگویند تا اعتماد و امید در ذهن و رفتار مردم بازگردد.

|+| نوشته شده توسط محمد رحمتی در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 19:34 | 
امام صادق محور وحدت در افغانستان

از روز سه شنبه، کنفرانس بین المللی مقام علمی و معنوی امام جعغر صادق(ع) با حضور کارشناسان و علمای بزرگ شیعه و سنی افغانستان و برخی کشورهای دیگر به همت اکادمی علوم افغانستان در کابل آغاز بکار نمود و امروز پایان می یابد. برگزاری چنین کنفرانسی در چنان موضوعی در افغانستان با اکثریت اهل سنت و پیشینه تعصبات گوناگون که باعث صدمات فراوانی گردیده بود، در نوع خود بی نظیر است. سخنان علمای برجسته خصوصا علما و بزرگان اهل سنت در مورد شخصیت ممتاز امام جعفر صادق - علیه السلام - تاثیر بسزایی در تحکیم اخوت اسلامی در افغانستان دارد. بیان چنان تعریف و تمجیدها از شخصیت والای امام صادق از زبان علمای اهل سنت برای خود من بسیار تازگی داشت.
سیاست جدید بزرگان مذاهب شیعه و سنی در افغانستان در سالهای اخیر، ثمرات زیادی در تالیف قلوب و همکاری و هم اندیشی و انتشار نسیم مهربانی و صمیمیت داشته و در مسیر احقاق حق طبقات محروم جامعه موثر بوده است.

|+| نوشته شده توسط محمد رحمتی در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 8:1 | 
از استالف تا راولپندی

در چند روز گذشته برخی کارها و رویدادها پیش آمد که فرصت نکردم بنویسم. اکنون این مجال پیش آمده است.
1. روز دو شنبه گذشته، تلویزیون تمدن در جشنواره رادیو و تلویزیون های اسلامی که با حضور 160 رسانه دیداری و شنیداری از 25 کشور اسلامی در تهران برگزار گردید، در بخش خبر تلویزیونی حائز مقام و کسب جایزه گردید. همزمان طی برگزاری سومین اجلاس مجموع عمومی، اتحادیه رادیو و تلویزیون های اسلامی رسما اعلام موجودیت نمود. تلویزیون تمدن عضو هیات رئیسه این اتحادیه می باشد.

2. آمر دفتر مطبوعاتی وزارت امورداخله و معاون حوزه دوم پلیس روز چهارشنبه برای عذرخواهی نسبت به برخورد فیزیکی و اهانت یک قومندان و یک سرباز پلیس به محمود فائز گزارشگر تلویزیون تمدن در هفته پیشتر از آن در مرکز کابل به تلویزیون تمدن آمدند. آنها بسیار عذر خواستند و تقاضای بخشش کردند. من هم کار قومندان و پلیس هتاک را نکوهش کردم و خلاف انتظار دانستم و تاکید کردم که کار رسانه ها مکمل کار پلیس در حفظ امنیت مردم است و بنابرین خبرنگاران انتظار دارند در جهت انجام وظایف خویش مورد حمایت پلیس باشند نه مورد اهانت آنان. تصاویر برخورد پلیس را قبلا نشر کرده بودیم که باعث ابروریزی پلیس و وزارت امورداخله شده بود و رسانه های دیگر  و اتحادیه های رسانه ای و خبرنگاری نیز اقدام پلیس را محکوک کرده بودند و سخنگوی وزارت داخله نیز د رتماس تلفنی با من تاکید کرده بود که قومندان و پلیس مجرم زندانی می باشند و ما را از اقدامات خویش اطمینان داده بودند. ما نیز اقدام عذرخواهانه نمایندگان وزارت داخله و پلیس را شب از تلویزیون پخش کردیم.

3. روز پنجشنبه دانش آموزان ممتاز مکتب دین و دانش را برای تفریح به ولسوالی استالف در شمال کابل بردیم. این دفعه پسران بودند. قبل از ماه رمضان دختران ممتاز را برده بودیم. استالف ناحیه ای نیمه کوهستانی، خوش آب و هوا و سرسبز و از تفرجگاه های معروف می باشد. خوش گذشت.

4. پنجشنبه در کابل مقابل سفارت هند و جمعه و شنبه در پیشاور و راولپندی پاکستان، شمار زیادی از افراد بی گناه قربانی جنایات ضد بشری عوامل تروریست گردیدند. این حوادث پی در پی بسیار مشکوک و به احتمال قوی بایدکار سیا باشد برای نا امن ساختن منطقه و ایجاد نزاع و دشمنی بین همسایگان – افغانستان، پاکستان و هند – که واقعا توطئه ای خطرناک و ضد انسانی است.

|+| نوشته شده توسط محمد رحمتی در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 14:4 | 
پنجشیر

 جمعه گذشته همراه حدیث(همسرم) و علی و نرگس و جلال(بچه ها) و راضیه و قاسم(خواهر خانم و برادر خانمم) به «ولایت پنجشیر» رفتیم. ساعت 10 راه افتادیم و بعد از طی مسافت 54 کیلومتر از شهر «چاریکار» مرکز «ولایت پروان» گذشتیم و با عبور از شهرک های «جبل السراج» و «گلبهار» که در نزدیکی چاریکار قرار دارند، راهی دره پنجشیر گردیدیم. از گلبهار یک راه به سمت شمال و به طرف «پلخمری» مرکز «ولایت بغلان» می رود، راه دیگر به سمت «ولایت کاپیسا» در شرق پروان و راه سوم به سمت شمال شرق می رود که ولایت پنجشیر قرار دارد. ما همین راه را در پیش گرفتیم و با عبور از دهنه دره پنجشیر که رود پنجشیر نیز پرخروش از آن عبور می کند، وارد دره شدیم. ولایت پنجشیر به شکل یک دره طولانی تا سرحد «ولایت بدخشان» در شمال شرق کشور امتداد دارد. دفعه قبل من در سال 83 زمانی که رئیس اموتربیتی وزارت معارف(آموزش و پرورش) بودم، همراه مسولان بخش تعلیم و تربیه «موسسه سی آر اس» (موسسه ای خدماتی متعلق به مسیحیان آلمان) دوبار به پنجشیر رفته بودم.این موسسه در آن زمان به همراه سه موسسه «مراقبت بین المللی care international»، «آی آر سی» و «حمایت اطفال امریکاsave the children us »، یک پروژه 4 میلیون دلاری از «بانک توسعه آسیایی» را در زمینه توسعه آموزش و پرورش افغانستان در ولایات پنجشیر و کاپیسا اجرا می کردند. البته سه موسسه دیگر، بخش دیگری از این پروژه را در ولایات دیگر اجرا می کردند. در آن زمان مسوولیت ریاست امورتربیتی وزارت معارف در این پروژه همکاری در تاسیس «انجمن اولیا و مربیان» به عنوان شورای مردمی حمایت و نظارت بر این پروژه بود. نکته دیگر اینکه در آن زمان جاده پنجشیر خاکی بود و حالا آسفالت شده بود. ناهار را در یک رستوران در اوایل دره پنجشیر در محلی به نام «پنج تن» صرف کردیم که در کنار رود پنجشیر قرار داشت و بسیار خوش منظره بود. بعد از ناهار حدود یک ساعت دیگر در طول دره پیش رفتیم و از قبر «احمدشاه مسعود» بازدید نمودیم. پنجشیر در تاریخ جهاد مردم افغانستان علیه تجاوز نظامی ارتش سرخ شوروی، نامی ماندگار و جهانی است و نیز قومندان(فرمانده) مشهور این دره، احمدشاه مسعود که با همه افتخاراتی که در آن دوره نصیب افغانستان ساخت، متاسفانه با اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیری که در دوره حکومت مجاهدین در کابل مرتکب شد، خسارات سنگینی بر جهاد و مردم کشور ما وارد کرد که تبعات آن را تاکنون می چشیم. با اینکه آقای مسعود در ارتکاب آن اشتباهات تنها نبود، اما بی تردید نقش وی بسیار عمده بود. با این حال اکنون بر قبر او بارگاهی بنا کرده اند و از ساخت و سازهایی که در جریان بود، پیداست که این بارگاه کوچک قرار است به بارگاهی بزرگ تبدیل شود. در هرصورت هدف از سفر خانوادگی دیروز ما به دره پنجشیر، آشنایی بیشتر اعضای خانواده و همراهان با این دره تاریخی بود که لاشه های تانک های منهدم شده ارتش شوروی در نبردهای حدود 25 سال پیش، همچنان در جای جای این دره موجود است و دیدن آنها به انسان احساس هیجان و غرور مبارزه علیه یک ارتش قدرتمند؛ اما شکست خورده در برابر اراده مردم افغانستان را می بخشد.
دره پنجشیر با وجود رودخانه پرآب، تنگ و باریک است با کوه های مرتفع که از زمین های زراعتی چندانی برخوردار نمی باشد. هنگام بازگشت، جاده چاریکار به کابل بسیار شلوغ بود و ماتوانستیم خودمان را ساعت هفت و بیست دقیقه شب به منزل برسانیم.

|+| نوشته شده توسط محمد رحمتی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 14:45 | 
انس با مولانا

چند روز گذشته را با مثنوی معنوی مانوس بودم و از سروده های حکمت آمیز مولانا متلذذ شدم. بسیاری از آنها واقعا تامل برانگیز و پندآمیز و درس آموز  است؛ مثل این بیت:
 تن ز جان و، جان ز تن مستور نیست           
لیك كس را دیدِ جان دستور نیست

یا این ابیات او:
 از خدا جوییم توفیق ادب                            
بی ادب محروم ماند از لطف رب
بی ادب تنها نه خود را داشت بد                 
بلكه آتش در همه آفاق زد

یا این ابیات:
وعده ی اهل كرم گنج روان                       
وعده ی نااهل شد رنج روان
وعده را باید وفا کردن تمام                         
ور نخواهی کرد، باشی سرد و خام

یا این بیت:
صبر تلخ آمد، ولیکن عاقبت                       
میوه ی شیرین دهد، پر منفعت

وقتی آدم این سخنان سرشار از حکمت را می بیند و در عین حال نگاهی به دنیای پرغوغای سیاست می اندازد، عمیقا متاسف می شود که بازار سیاست تا چه حد از حکمت و معرفت و اخلاق انسانی عدول کرده و به حسادت و منفعت طلبی گرایش پیداکرده و از حقیقت دورگشته و به تیرگی گراییده است.

|+| نوشته شده توسط محمد رحمتی در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 18:17 | 
رسانه ها و مسائل پیچیده امنیتی افغانستان، و قتل مشکوک یک خبرنگار دیگر افغان

یکشنبه گذشته ساعت 11 در دفتر رسانه های حکومت، نشستی باحضور تعدادی از مسوولان رسانه ها و مقامات ناتو و آیساف در کابل برگزارشد. در این نشست من از تلویزیون تمدن، محمد زبیر شفیقی مدیر مسوول روزنامه ویسا، رحیم الله سمندر رئیس انجمن صنفی خبرنگاران افغانستان، فضل الرحمن اوریا مدیر سیاسی تلویزیون شمشاد، صدیق الله بدر خبرنگار، کلنل وین ام شنکس رئیس روابط عمومی اداره نیروهای بین المللی در افغانستان، مج استو آپتون مدیر روابط عمومی آیساف، ژنرال اریک تریمبلی سخنگوی نیروهای آیساف، محمد شفیق همدم تحلیلگر مطبوعات و مشاور نماینده غیرنظامی ناتو در افغانستان و شماری دیگر از خبرنکاران داخلی و خارجی حضور داشتند.

در این جلسه آقای سمندر پیشرفت های رسانه ای در افغانستان در 7 سال گذشته را برشمرد و در عین حال تاکید کرد که در زمینه درک درست رسانه ها از موضوعاتی همچون منافع ملی ناقص و مبهم است. آقای اوریا در مورد مداخلات خارجی در امور افغانستان صحبت کرد و انتقاد داشت که رسانه ها در برخی موارد مانند آنچه وی مدعی شد مداخلات ایران، دچار خودسانسوری هستند در حالیکه درباره مداخلات پاکستان در امور داخلی ما مطالب زیادی منتشر می شود. آقای شفیقی با تایید سخنان آقای سمندر، مشکلات امنیتی را پیش کشید؛
اما من ضمن تاکید بر این نکته که پیشرفت رسانه ا در سایه آزادی های مدنی که در این سالها عاید گردیده است و از این منظر افغانستان را توسعه یافته تر از اکثر کشورهای منطقه نشان میدهد، نمایندگان نیروهای خارجی حاضر در جلسه را خطاب قرار دادم و گفتم در حالیکه پول های زیادی در این سالها از طرف جامعه جهانی برای بازسازی افغانستان به مصرف رسیده است، در زمینه برقراری امنیت ما دچار یک معضل لاینحل و بسیار پیچیده ای هستیم که ثمرات فعالیت های بازسازی را نیز از بین می برد و اشاره کردم به سفر چندی قبل خودم به ولایت غزنی که پل های جاده کابل – غزنی اکثرا براثر انفجار ماین های کارگذاشته شده توسط طالبان از بین رفته بود. به حاضران خطاب کردم که در این باره باید جدی فکر کنند و یا جواب قناعت بخش به مردم افغانستان بدهند. این مشکل مغلق و پیچیده و رو به افزایش همه عرصه های کاری دیگر رسانه های افغانستان را تحت الشعاع قرار داده و مانع از این شده است که خبرنگاران و رسانه ها با شجاعت و پشتوانه های قوی به سراغ علاج نارسایی های دیگر از جمله فساد اداری و قانون شکنی ها و بیان مشکلات اساسی مردم در زمینه دسترسی به حداقل امکانات رفاهی خصوصا در روستاها بروند. در ادامه نشست، آقای شفیقی نیز بر روی نظرات من تاکید بیشتر نمود و مجری هم در این باره دیدگاه دیگران را جویا شد.

در حاشیه این نشست صحبت هایی هم درباره قتل سلطان محمد منادی خبرنگار افغان در ولایت قندوز شد که همراه استیفن فارل خبرنگار انگلیسی ظاهرا اسیر طالبان بوده اند؛ اما سرانجام منادی کشته می شود و خبرنگار انگلیسی زنده آزاد می گردد. حالا بیشتر خبرها حاکی از این است که وی از اسراری در روابط انگلیسی ها و طالبان با خبر بوده که باید کشته می شده و از همین رو آقای منادی نه توسط طالبان بلکه توسط نیروهای بریتانیا کشته شده است. این روزها حساسیت محافل رسانه ای افغانستان برسر این موضوع برانگیخته شده و دو روز پیش اتحادیه های خبرنگاران با برگزاری یک کنفرانس خبری شدیدا به این حادثه و عاملان آن معترض شدند.

|+| نوشته شده توسط محمد رحمتی در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 12:22 | 
خدمات احمدی نژاد به اصلاحات در ایران

گرفتاری های این روزها مانع شد از اینکه نوشته ای را که در ذهنم بود زود تر آماده کنم. جمعه بعد از ظهر در کانون بینات با جمعی ازدوستان به جای جلسه تفسیر، در مورد برخی مسائل فکری وسیاسی روز ایران صحبت کردیم.
من درباره مطالبی که اخیرا در وبلاگم درمورد دین وسیاست و دین حداقلی و حداکثری نوشته بودم و دوستانی در ایران با آنها مخالفت یا موافقت کرده بودند، سوالاتی را مطرح کردم.
در این مورد آقای اخلاقی که خارج فقه و اصول در قم خوانده و ماستری فلسفه غرب از دانشگاه تهران گرفته، بحث دین حداکثری و حداقلی را موضوعی مغلق دانست و به دیدگاه شهیدسیدمحمدباقر صدر اشاره کرد که باوجود اشاره به موضع منطقة الفراغ، در مجموع گرایش به دین حداکثری داشته و خصوصا از این منظر که هیچیک از اعمال انسانی خارج از کلیات دین نیست. درمورد دین وسیاست تاکید بر این بود که غیر از ایمان، هیچ عنصر دیگری تعهدات اخلاقی انسان را تضمین نمی کند حتی وجدان مطرح شده در نظریه کانت و لذا جدابودن سیاست از دین، زمینه همه آلودگی های اخلاقی در عرصه سیاست را فراهم می کند. در این مورد صحبت های زیادی شد و قرارشد من مجموع نوشته های خودم و نقد دوستان مخالف را تهیه و در اختیار آنان قراردهم تا در جلسات دیگری بیشتر در این زمینه صحبت کنیم.
در ادامه مسائل اخیر ایران پیش کشیده شد و بیشترین نگرانی از ایجاد فضای بی اعتمادی جامعه روشنفکری ایران نسبت به نظام مطرح بود. از این گذشته نظر یکی از دوستان خیلی تامل براتگیز بود که معتقد است احمدی نژاد بیشترین خدمت را به اندیشه های اصلاح طلبی در ایران به عمل آورده اما تحت نام دین و امام زمان و چیزهایی که برای قانع ساختن توده های عام جامعه کاربرد دارد. ایشان معتقد بود مهم ترین خواسته های اصلاح طلبان ایران عبارت بودند از:
 الف. جداشدن حوزه و روحانیت از نظام سیاسی؛
 ب. نقش پیداکردن زنان در عرصه مدیریت کشور؛
ج. حل مشکل رابطه ایران و امریکا؛  
د. کم کردن نقش دولت در اداره امور فرهنگی و اقتصادی؛
در هرچهار مورد احمدی نژاد اقدامات عملی صورت داده و یا در حال اجراکردن برنامه هایی است که غیر از احمدی نژاد اگر خود اصلاح طلبان دست به این اقدامات می زدند با واکنش های تندی مواجه می شدند.
در زمینه نقش حوزه و روحانیت در امور حکومت، احمدی نژاد کاری کرده است که عملا علمای بزرگ قم از حکومت در حال فاصله گرفتن هستند – اگرچه امروزه اصلاح طلبان از این بابت دولت احمدی نژاد را زیر سوال می برند اما این نهایت آرزوی اصلاح طلبان بود- رفتار احمدی نژاد با مقام رهبری نیز از سنخ رفتار با مراجع حوزه است و به این سمت می رود که - مطابق نظر اصلاح طلبان – رهبری نه تمثیل کننده ولایت مطلقه فقیه بلکه مقید به حدود قانون اساسی است.
در مورد زنان، علیرغم جو منفی یی که علیه احمدی نژاد وجود دارد، او عملا و برای نخستین بار زمینه حضور زنان در مدیریت کلان کشور را باز کرده است؛ چیزی که در آینده تبعات زیادی خواهد داشت و ممکن است زمینه حضور آنان در پست ریاست جمهوری را نیز فراهم کند و مهم تر اینکه در مورد نقش اجتماعی زنان نسبت به نقش تربیتی آنان در خانه و خانواده، تغییرات جدی پیش خواهدآمد که ایران را به الگوهای غربی نزدیک تر خواهدنمود.
درباره مشکل رابطه با امریکا که آرزوی دیرینه اصلاح طلبان بود هیچکس مثل احمدی نژاد نتوانست اقدامات عملی صورت دهد مانند ارسال پیام تبریک به اوباما و نامه هایی که مبادله می شود و سفرهای سالانه به نیویورک و دیدارها و صحبت هایی که انجام میدهد. این نزدیکی در شرایطی صورت می گیرد که صحبت های تندی نیز در ظاهر علیه امریکا و غرب صورت می گیرد.
در حوزه نقش دولت در اداره امور، صحبت های احمدی نژاد در مورد ایجاد آزادی های بیشتر در عرصه نشر و احتمالا ماهواره و کم کردن بودجه موسسات تبلیغی – فرهنگی دینی از یک سو و رفتن به سمت برداشتن سوبسید کالاها و خیزبرداشتن به سمت اقتصاد کاملا آزاد در کنار توجه به اقشار کم درآمد و حاشیه نشینان و روستائیان، همه و همه احمدی نژاد را به عنصری تبدیل کرده که بیشترین کوشش را در جهت تحقق مورد به مورد نظریات اصلاح طلبی – علیرغم مخالفت ظاهری با افراد اصلاح طلب- انجام میدهد.

|+| نوشته شده توسط محمد رحمتی در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 12:48 | 
... قزوه: علی می توانست اما
خلیفه نیستی
سلطان هم
فقط امام اول مظلومانی
و جای پنج سال
می‌شد که پنجاه سال حاکم باشی
می‌شد که شامات را
چون دندانی کند و پراکند
که سهم بچه‌های ابوسفیان باشد
و در امارت کوفه
کاری هم به «ابن‌ملجم» و «قطام» داد.
می‌شد هر سال
به هند و پارس
به چین و ماچین دعوت شد
سلطان روم
به افتخار حضورت برپا کند
چیزی شبیه همین ضیافت‌های شام
در تالارهای آینه و مرمر
و پشت درهای بسته
می‌شد حسین و حسن را با خود همراه کرد
یکی مشاور اعظم
یکی وزیر خزانه‌داری کل
می‌شد کاری کرد
که جعده هم مشاورت امور بانوان را عهده‌دار باشد
یا کاره‌ای که زهر نریزد
یا نه
حکومت ایران هم می‌شد که سهم حسن باشد
حکومت عراق، سهم حسین
حتی عقیل را می‌شد سه چهار سالی
با حقوق ارزی آن روز
به اندلس فرستاد
می‌شد محمد حنفیه
سفیر سازمان ملل باشد
مانند این پسرخاله‌ها
که تا هنوز و تا همیشه سفیرند!
می‌شد کنار رود فرات
کاخی سبز ساخت
برای تابستان‌ها
سری به بغداد زد
بر بالای کوه ابوقبیس
کاخی سپید داشت
چیزی شبیه کاخ سعدآباد
شبیه کاخ ملک فهد
کاخی بلندتر از خانه‌ خدا
می‌شد که بعد خود
به فکر پادشاهی فرزندان بود
مثل همین ملک حسین و ملک حسن
مثل همین حیدر علی‌اف
و اف بر این دنیا...
می‌شد که امام علی بود و
با تمام جهان ارتباط داشت
مثل همین امام علی رحمانف
می‌شد با خانم رایس دست داد
می‌شد انبان خویش را پر کرد
از شیر مرغ و جان آدمیزاد
از وعده و وعید
و افطاری داد از بیت‌المال
و جامه‌های اطلس و ابریشم پوشید
با میمون و سگ بازی کرد
رقاصه‌های روم را دعوت کرد
با چشم‌بندی و آتش‌بازی
شب را به صبح رساند
در برج‌های دوبی سهمی داشت
در بازار بورس دستی...
نشست بالای تختی و
کلاهی از مروارید و زر بر سر گذاشت
یا دست کم
هر روز یک اسب پیش‌کش قبول کرد
یک شمشیر مرصع
که نام تو بر آن حک شده باشد
این تحفه‌ها از هند است
آن جامه‌ها از روم
این فرش‌های ابریشمین از ایران...
جشنی بگیر
بگو که شاعران قصیده بخوانند
شب را زود بخواب
که کاترینا و سونامی در راه است
برای کندن چاه
به بردگان سیاه فرمان بده
به شرکت‌های چند ملیتی
برای بردن نان فرصت نیست
این را به سازمان غله و نان بسپار!

این وقت شب
نشسته‌ای و به من لبخند می‌زنی
می‌دانم
این‌گونه شعرها خوب نیستند

اما مولای من!
آن کفش‌های وصله‌دار هم
مناسب پای حضرت حاکم نیست!
|+| نوشته شده توسط محمد رحمتی در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 16:39 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar