ارزش «نه» گفتن
در ماه سنبله سال 83 در جمع شماری از معینان و روسای ادارات دولتی سفری دو هفته ای به کوریای جنوبی داشتم. یکی از مهم ترین نکاتی که در آن سفر برای من اهمیت داشت این سخن یکی از مشاوران رئیس جمهور کوریا بود که می گفت توسعه امروز کوریای جنوبی مرهون برخورد قاطعانه ژنرال پارک رئیس جمهور وقت این کشور با امریکایی هاست که به آنها گفت یا مطابق شرایط ما عمل کنید یا از کوریا بروید و امریکایی ها پس از مقاوت های زیاد مجبور شدند به خاطر منافع خود شرایط ژنرال پارک را بپذیرند. سپس او تصاویری را از کوریا و سئول در 40-30 سال پیش نشان داد که به وضعیت این روزهای افغانستان و کابل کاملا شباهت داشت. وضعیت جدید کوریا را خودمان می دیدیم که از نظر مادی چقدر پیشرفت کرده اند؛ درحالیکه آنها در نزدیک به 40 سال گذشته همواره در سایه تهدید به جنگ و برخوردهای گاه و بیگاه مرزی و دریایی از ناحیه همسایه شمالی شان بسر برده اند. سخنان دیروز حامد کرزی مبتنی بر مواضع ماه های اخیر وی در زمینه شرط گذاشتن برای امضای توافقنامه امنیتی با امریکا هم، از آن رو اهمیت دارد که در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان، کمتر زمامداری را می توان سراغ داشت که به اشتهای پایان ناپذیر ابرقدرت ها، «نه» گفته باشد. هرچه زمان این «نه» گفتن طول بکشد، تاثیرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اش بر سرنوشت ملت افغانستان به مثابه آغاز یک «تحول» در مسیر «شدن» عمیق تر خواهد بود.
من نمی دانم کرزی در برابر فشارهای خارجی و بی باوری شماری از داخلی ها که ناشی از عدم اعتماد به نفس تاریخی ست، چقدر می تواند دوام بیاورد؛ اما بی تردید همین مقدارش هم اثرش را بر تاریخ سیاسی افغانستان برجا گذاشته و از حافظه تاریخی این مردم پاک نخواهد شد. تحلیلگران و نویسندگان هنوز هم بعد از 35 سال، پاسخ «نه» داود خان به برژنف را در مسکو به نیکی یاد می کنند؛ هرچند که به قیمت جان و دودمانش تمام شد. ارزش «نه» گفتن داود خان به معنای نادیده گرفتن اشتباهات و خطاها و ظلم های دیگر او و دودمانش نیست. در تحلیل تاریخ و درس و عبرت گرفتن از آن، این «نه» گفتن ها به ابرقدرت ها و «از خود اراده نشان دادن»، ارزش فراوان دارد. آن روزها شاید هم دیر شده بود و هم سیاست ورزان داخلی نتوانستند قدر «نه» گفتن داود را درک کنند و از همین رو، سیاست ورزان چپی نخستین کسانی بودند که علیه او تیغ کشیدند؛ اما امروز این فرصت وجود دارد که در نتیجه 35 سال مواجهه گسترده و عمیق جامعه با سیاست، دستکم سیاست ورزان ما این قدر از ظرفیت درک سیاسی برخوردار شده باشند که قدر «از خود اراده نشان دادن» را درک و «خود» را «باور» کنند. تجربه نشان داده است که ابرقدرت ها همواره مقهور اراده و باور ملت ها شده و به خواسته های آنان تن داده اند. چرا ما این امتیاز را به دست نیاوریم؟
من نمی دانم کرزی در برابر فشارهای خارجی و بی باوری شماری از داخلی ها که ناشی از عدم اعتماد به نفس تاریخی ست، چقدر می تواند دوام بیاورد؛ اما بی تردید همین مقدارش هم اثرش را بر تاریخ سیاسی افغانستان برجا گذاشته و از حافظه تاریخی این مردم پاک نخواهد شد. تحلیلگران و نویسندگان هنوز هم بعد از 35 سال، پاسخ «نه» داود خان به برژنف را در مسکو به نیکی یاد می کنند؛ هرچند که به قیمت جان و دودمانش تمام شد. ارزش «نه» گفتن داود خان به معنای نادیده گرفتن اشتباهات و خطاها و ظلم های دیگر او و دودمانش نیست. در تحلیل تاریخ و درس و عبرت گرفتن از آن، این «نه» گفتن ها به ابرقدرت ها و «از خود اراده نشان دادن»، ارزش فراوان دارد. آن روزها شاید هم دیر شده بود و هم سیاست ورزان داخلی نتوانستند قدر «نه» گفتن داود را درک کنند و از همین رو، سیاست ورزان چپی نخستین کسانی بودند که علیه او تیغ کشیدند؛ اما امروز این فرصت وجود دارد که در نتیجه 35 سال مواجهه گسترده و عمیق جامعه با سیاست، دستکم سیاست ورزان ما این قدر از ظرفیت درک سیاسی برخوردار شده باشند که قدر «از خود اراده نشان دادن» را درک و «خود» را «باور» کنند. تجربه نشان داده است که ابرقدرت ها همواره مقهور اراده و باور ملت ها شده و به خواسته های آنان تن داده اند. چرا ما این امتیاز را به دست نیاوریم؟
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11:47 توسط محمد رحمتی
|
گفتم گهگاهی چیزی بنویسم که شاید پیش و بیش از همه برای خودم مفید باشد. کوشش می کنم نوشته ای را برای نوشتن ننویسم. جهان ما جهان آیه هاست؛ هرگاه توانستم نشانه ای را ببینم، خوش دارم که ثبتش کنم شاید یک روزی به دردم بخورد.